شمارهٔ ۱۵۲۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بر آن رویی که نتوان می گرفتن
ترش بر روی ما تا کی گرفتن
حلالش باد خونم آن چنان، کوست
جفایت چون توان بر وی گرفتن
صبا بستان کباب نیم سوزم
به دستش ده به جای می گرفتن
کجا افتاده ای، زاهد، ز ما دور؟
نشاید مفلسان را پی گرفتن
چنین کز غمزه شوخت امان یافت
بخواهد فتنه روم و ری گرفتن
ترا هم هست شوقی، لیک فرق است
بتا از سوختن تا خوی گرفتن
ز تو در خان و مان سوزی اشارت
ز خسرو آتش اندر نی گرفتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون عشق، ناکامی و حسرت پرداخته است. او از دشواریهای ارتباط با معشوق سخن میگوید و به احوال خود اشاره میکند که چگونه عشق و جفاهای معشوق، او را به سوختن و غم دچار کرده است. شاعر با زبانی تمثیلی و عاطفی از زاهدی میپرسد که چرا از او دور است و در پی گم کردن عشق و ثروت نیست. در نهایت، او به شور و شوق خود اشاره میکند و از اشارههای معشوق به آتش عشق و رسواییها سخن میگوید. به طور کلی، شعر نشاندهندهی پیچیدگی و دردهای عاشقانگی است.