شمارهٔ ۱۵۲۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای میر همه شکر فروشان
توبه شکن صلاح کوشان
عشاق ز دست چون تو ساقی
خونابه به جای باده نوشان
در میکده غمت سفالی
نرخ همه معرفت فروشان
یک خرقه رخت درست نگذاشت
در صومعه کبود پوشان
در کاوش کنه خوبی تو
کند است خیال تیزهوشان
از پرده چو گل دمی برون آی
باد همه نیکوان فروشان
خوش وقت تو کآگهی نداری
از آتش سینه های جوشان
بیدار نگشت نرگس مست
از ناله بلبل خروشان
از تو سخنی به هر ولایت
خسرو به ولایت خموشان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ویژگیهای یک ساقی و عشقهای ممنوعه میپردازد. شاعر به این شخصیت اشاره میکند که در کنار شکر و شادی، باعث افسردگی و غم عاشقان نیز شده است. او نگاهی انتقادی به ریاکاری در صومعهها و ناکامی در شناخت حقیقت دارد. در نهایت، شاعر خواهان رهایی از قیدهای اجتماعی و بیداری در عشق و احساسات است.