نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نسیما، آن گل شبگیر چونست

چسانش بینم و تدبیر چونست

نگویی این چنین بهر دل من

که آن بالای همچون تیر چونست

ز لب، آید همی بوی شرابش

دهانش داد بوی شیر چونست

من از وی نیم کشت غمزه گشتم

هنوزم تا به سر تقدیر چونست

اگر چشمش به کشتن کرد تقصیر

لبش در عذر آن تقصیر چونست

نپرسد هرگز آن مست جوانی

که حال توبه آن پیر چونست

به گاه خفتن تشویش عشاق

ز آه و ناله شبگیر چونست

ز زلفش سوخت جان خسرو، آری

بگو، آن دام مردم گیر چونست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار در مورد نسیما و زیبایی و جذابیت اوست. شاعر به تشریح احساسات خود نسبت به نسیما پرداخته و از ویژگی‌های خاص او مثل بوی دلپذیر لبانش و تأثیر زلفش بر عاشقان سخن می‌گوید. نسیما به مانند گلی زیبا توصیف می‌شود که دل‌ها را تسخیر می‌کند و شاعر به احساسات عمیق و تضادهای عاشقانه‌اش اشاره می‌کند. در پایان، او به درد و آه عاشقان و جذابیت‌های جالب نسیما اشاره می‌کند. این شعر به نوعی بیانگر پیچیدگی‌های عشق و زیبایی‌های آن است.