شمارهٔ ۱۵۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا از روی خوبان، قبله پیش است
مسلمانان، ندانم کاین چه کیش است
بزن سنگ، ای ملامت گو، ز هر سو
که ما را چشمهای عقل پیش است
نگنجد جان درون سینه عشق
نگنجد غم که او هم زان خویش است
به خون گرم دل پیوست با یار
بس، ای گریه که می وصل سریش است
بهم دردی توان گفتن غمش، زآنک
دو هیزم چون بهم شد سوز بیش است
چو مرهم هست خاک ره، چه رنجم
که چشم از سودن راه تو ریش است
به استقبال روزی می کشد دل
بزن، ای کافر، ار تیری به کیش است
خطت نارسته در جان می خلد، زانک
لبالب انگبینت پر ز نیش است
مگو خسرو که عشقم آشنا شد
حذر، کان آشنایی گرگ و میش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و معشوق و پیچیدگیهای آن سخن میگوید. شاعر از احترام به زیبایی و عشق خود سخن میگوید و به انتقاد از شرایط اجتماعی و مذهبی میپردازد. او به ارتباط عمیق بین عشق و درد اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی نمیتواند در دل جا بگیرد. همچنین، شاعر به چالشهای ناشی از عشق پرداخته و بیان میکند که حتی در مواجهه با مشکلات، دل او به سمت معشوق کشیده میشود. در نهایت، او به خطرات آشنایی با عشق و مشکلاتی که ممکن است به وجود آید، اشاره میکند.