نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکن

غمزهٔ خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن

زآن دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژه

تا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن

گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنم

خندهٔ دزدیده زآن لبهای شکروش مکن

پای کوبان می‌رود خنگت بر آتشلاخ نُه

گو برای جان ما را لعل در آتش مکن

چرخ مه گم کرد و زلفت یافت، پنهانش مدار

هفت دوران است سیار فلک را شش مکن

پیش رفته‌ست آب چشمم، خسرو از بهر وداع

ابر بارانی‌ست در ره، تنگ بر ابرش مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی درد و احساس جدایی و نارضایتی عاشقانه اشاره دارد. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که باعث ایجاد درد و رنج بیشتر برای او نشود. او از تیر و ترکش به عنوان نمادی از آسیب و درد سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ گاه نباید او را بیشتر از این بیازارد. شاعر همچنین به چهره و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که از زیبایی‌اش سوءاستفاده نکند و خاطر او را آزرده نکند. همه این‌ها نشان‌دهنده عواطف عمیق و حسرتی است که در دل شاعر نسبت به معشوقش وجود دارد.