شمارهٔ ۱۵۶۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
گر وفایی نیستت، باری جفاکاری مکن
چند گویی کز جفا کردن دلت را خون کنم
هر چه خواهی کن، همین از بنده بیزاری مکن
بر نیفتاد آخر از عالم نشان مردمی
شرم دار از مردمان و مردم آزاری مکن
چشم را دل می دهی در کشتن ما بی گنه
کافران را در قصاص مؤمنان یاری مکن
آیت حسنی و رویت هدیه دلها بس است
بر لب شنگرف فام این رنگ زنگاری مکن
در خیالش بیهشم، چه جای پند است، ای حکیم
خواب دیوانه ست، تعبیری به هشیاری مکن
خسروا، با او به عزت جان برابر می نهی
هم بدان عزت که باد او را بدین خواری مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شخصی بیوفا و ناپایدار خطاب میکند و از او میخواهد که اگر وفاداری ندارد، حداقل بیرحمی نکند. او از جفاکاری و آزار مردم بر حذر میدارد و به او میگوید که توجه به درد دیگران و عدم حمایت از مؤمنان در برابر کافران، بد است. همچنین به زیباییهای ظاهری اشاره میکند و به نیکویی نفسی و محبت دلها تأکید مینماید. شاعر به حکمت و عقل اشاره کرده و از او میخواهد که در خواب و خیال دیوانهوار، پند ندهد و از بیاحترامی به اخلاق انسانی پرهیز کند. بهطور کلی، این شعر نگاهی انتقادی به وفاداری و انسانیت دارد و خواننده را به تفکر در مورد رفتارهای ناپسند دعوت میکند.