نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟

خون ما بر خاک عمدا ریختن

تنگ بر بستن کمیت فتنه را

در شکارستان عشق انگیختن

کی روا باشد به کوی عاشقان،

دل ز ما دزدیدن و بگریختن

جان به مهر خویش بستن، وانگهی

کشته خود را به زلف آویختن

گشت خسرو مویی، از خود مگسلش

سهل باشد موی را انگیختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق اشاره می‌کند. او از ظلم و ناراحتی‌هایی که در راه عشق به دل عاشقان می‌رسد سخن می‌گوید و به این موضوع اشاره می‌کند که چگونه عشق باعث رنج و خونریزی می‌شود. او همچنین از خیانت به دل عاشق و دزدیدن آن صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که نمی‌توان به آسانی دل عاشق را گرفت و آن را ترک کرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که دل‌باختگی و آشفته‌گی در عشق قابل تحمل است و نباید به سادگی از آن چشم‌پوشی کرد.