نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن

ظاهر نهان چه بینی‌؟ نظارهٔ نهان کن

پرواز کن به همّت، بر‌پر به اوج عزّت

جبریل اوج‌ِ خود شو، بر سدره آشیان کن

چشمت چو تندگیری چون پرده‌های دیده

بگشای پردهٔ دل، سرپوش از آن روان کن

زان زر که کم خوری گر دامن گرانت ماند

بر دار خاک و خارا دامان خود گران کن

عمر رونده خواهی پاینده تا قیامت

زنهار نام نیکو با عمر هم‌عنان کن

گر تخت عاج خواهی، خود را بلند منگر

در خاک تست بادی، زان مشت استخوان کن

بر خوی‌های ناخوش نه باد برد، باری

داری رمی ز گرگان زر ابروی شبان کن

ور در صدف چنانی کآرند روی در تو

آیینه‌های خود را آیینه جهان کن

رخ سوی شاه دل نه، کش در غزا خرد را

پس اسپ عشق در ران، فرزینش رایگان کن

بین شمع کش ز سوزش کشته‌ست جان روشن

گر روشنیت باید، تن را بسوز جان کن

خسرو به ملک شهرت‌، چندت زبان هرزه‌؟

عالم همه گرفتی، شمشیر در میان کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به پرنده‌ای اشاره می‌کند که با توجه به دنیا باید به حقیقت‌های نهان دقت کند. او از دل می‌خواهد که با هدفی بلند به اوج عزت پرواز کند و پرده‌های ذهن را کنار بزند. شاعر تأکید می‌کند که انسان اگر می‌خواهد بقای زندگی‌اش را تضمین کند، باید نام نیکو را به همراه خود داشته باشد و از خواسته‌های بی‌مقدار دوری کند. او همچنین بر لزوم خودشناسی و درک درونی تأکید می‌کند و به جهانیان هشدار می‌دهد که برای رسیدن به سعادت واقعی، باید به عشق و حقیقت توجه کنند و در برابر زشتی‌ها ایستادگی کنند. در نهایت، شاعر به عدم وابستگی به ظواهر و توجه به عمق معانی زندگی اشاره می‌کند.