نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دور مانده از نظر دورماندگان

بازآی هم به جان و سر دورماندگان

عمرم به باد رفت و نیامد به سوی من

آن باد کآورد خبر دورماندگان

مردم ز زنده داشتن شب که در فراق

دشوار می رسد سحر دورماندگان

خلقی بسوزدم که رسیدند رفتگان

این است داغ تازه تر دورماندگان

نبود به از نظاره دیدار رفته دیر

هر تحفه کآید از سفر دورماندگان

هر شب رویم و گریه خون جگر کنیم

آنجا که خود بود گذر دورماندگان

هر ساعتم ز خوردن غم خواب مردن است

آیا همینست خواب و خور دور ماندگان

دلها شود کباب، چو خسرو کند نفیر

چون دور ماندگان ز بر دور ماندگان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره فراق و درد دوری از عزیزان است. شاعر از احساس تنهایی و غم ناشی از نبودن آن‌ها سخن می‌گوید و به یادآوری خاطرات و انتظار برای دیدار می‌پردازد. او به سرنوشت خود اشاره می‌کند که عمرش به باد رفته و در غم دوری به سر می‌برد. هر شب با یاد آن‌ها اشک می‌ریزد و زندگی‌اش پر از اندوه است. شاعر از داغی که بر دلش نشسته و غم زنده داشتن در شب‌های فراق می‌گوید و در نهایت به زیبایی دیدار و خاطراتی که با رفتگان داشته، اشاره می‌کند.