شمارهٔ ۱۵۷۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان
زنجیر تو به گردن گردن کشندگان
از رفتن تو مرده شود زنده زیر خاک
جانا، مرو که باز بمردند زندگان
چون تو یکی نیافت اگر آب چشم من
هر چند گشت گرد جهان چون دوندگان
هر بامداد بر سر راهت روم به درد
پرسم حکایتت همه روز از روندگان
من دانم و کسی که چو من طالب کسی است
کعبه چه آگهست ز پای دوندگان
بادی ست کآتش من از آن بیش می شود
چندین که می دمند به گوشم دمندگان
صبر و قرار جستم و دل گفت «صبر کن »
تا بر پریده اند ز دام این پرندگان
بیچاره خسروم پی خوبان به جان رسید
یارب، خلاص بخش مرا زین کشندگان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس درد و حسرت فردی است که به جدایی و فقدان محبوب خود مینگرد. شاعر به تصویر کشیدن زخمهای عمیق ناشی از این جدایی میپردازد و با استعارههایی چون "تیغ" و "زنجیر" به درد و محدودیتهای عاطفی اشاره میکند. او به یادبود محبوبش میپردازد و به مرور حال و روزش در غیاب او فکر میکند، همچنین ناله و فریاد او به گوش همگان رسیده، اما کسی جز او احساس دردی ندارد. شاعر انتظار وصال را میکشد و از خداوند درخواست نجات از این درد و رنج میکند. در کل، این شعر تلاشی است برای بیان احساساتی عمیق از عشق، درد و جدایی.