شمارهٔ ۱۵۷۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بی خبر، ز دیده بی خواب عاشقان
تا سوخته دلت ز تف و تاب عاشقان
ذکر لب و دهان تو تسبیح بیدلان
نعل سم سمند تو محراب عاشقان
شب خواب دیدمت به بر خویشتن، ولی
آن بخت کو که راست شود خواب عاشقان!
یک شب به میهمانی خونابه من آی
تا بی خبر شوی ز می ناب عاشقان
گفتی که کشتن تو هوس دارم آشکار
پوشیده نیست لطف تو در باب عاشقان
گر چه درون حجره جانهاست جای تو
هم ایمنی خطاست ز پرتاب عاشقان
مردن همم رها نکنی زیر پای خویش
زین گونه هم مبر مه من آب عاشقان
خسرو نزار و غمزه خوبان کشید تیغ
شرمنده می شویم ز قصاب عاشقان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و درد و خیانت عاشقان است. گوینده به معشوق خود اشاره میکند و از بیخبری او از وضعیت عاشقان شکایت میکند. او یادآور میشود که یاد و لب و دهان معشوق بهعنوان ذکر و تسبیح عاشقان است و عشق باعث عذاب و آتش دل آنها شده است. گوینده از معشوق میخواهد تا در کنار او باشد و از درد و رنج عشق آگاه شود. او همچنین به موانع عشق، مرگ و عدم امنیت عاشقان اشاره میکند و نهایتاً به ظلم و دردهایی که عشق به همراه دارد، تاکید میکند. این شعر سرشار از احساسات عمیق و تصاویری زیبا از عشق و غم است.