نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دیده، بیش در رخ جانان نظر مکن

ور می کنی بر آن بت بیدادگر مکن

ای دل، نماند طاقت آنم که بشنوم

با من همه بکن، سخن آن پسر مکن

می رفت و من به خاک نهاده سر عزیز

در وی ندید، یارب از این خوارتر مکن

جان خواهدم برآمدن، ای باد، زینهار

از زیر موی زلف پریشان وتر مکن

گفتم «نماند خواب و خورم در غم تو» گفت

«آخر نه عاشقی، سخن خواب و خور مکن »

ای شهسوار، شکل تو ما را خراب کرد

یک مردمی بکن که از اینسو گذر مکن

ای ماه نو، ز حلقه به گوشان بندگیت

ما بنده ایم، حلقه در آن گوش در مکن

خسرو بر آستان تو افتاد و خاک شد

خواهی در او نظر کن و خواهی نظر مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به معشوقی اشاره دارد که زیبایی‌اش دل عاشق را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از معشوق می‌خواهد که در برابر زیبایی‌اش بیشتر از این ننگین نشود و از عشق و علاقه‌اش سخن نگوید. شاعر در حالی که در غم فراق معشوق به سر می‌برد، نگران است که گرفتار احساسات شدید خود نشود. او به نوعی درخواست می‌کند که معشوق یا به او توجه کند یا اصلاً او را نبیند. در نهایت، شاعر به حالتی از تسلیم در برابر عشق و زیبایی معشوق می‌رسد و می‌فهمد که این احساسات از کنترل او خارج شده‌اند.