شمارهٔ ۱۵۸۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عزم برون چو مست خماری شوی، مکن
تاراج نقش آزری ومانوی مکن
خردی و همرهی بدان می کنی، خطاست
خوبی، ولی چه سود که بد می شوی، مکن
گر چه خوش است جور و جفاهای نیکوان
لیکن اگر نصیحت من بشنوی، مکن
کج می نهی به گاه خرامش به دیده پای
افگار گشت چشم من، این کج روی مکن
گیرم که از لبم نرسانی گل انگبین
باری بدین سخن دل دشمن قوی مکن
بنمای رو و چشم مرا منتظر مدار
بگشای زلف وکار مرا یکتوی مکن
عشق آفت است، خسرو، پا را به هوش نه
تسلیم شو به بندگی و خسروی مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به هشدار و نصیحت میپردازد و از مخاطب میخواهد که از افراط و زیادهروی در عشق و احساسات خودداری کند. او به مخاطب یادآوری میکند که در پی جلال و زیباییهای ظاهری نرود و از کارهایی که به زیان خود و دیگران است پرهیز کند. همچنین اشاره میکند که عشق میتواند آفتی باشد و بهتر است انسان به بندگی و تواضع بگراید و از خودخواهی و تحمیل احساساتش بر دیگران دوری کند. در کل، این اشعار بر احتیاط و خردمندی در روابط عاطفی تأکید دارند.