شمارهٔ ۱۵۸۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بوده در قفای تو دایم دعای من
بیگانگی مکن که شدی آشنای من
دست از جفا بدار، وگرنه دعا کنم
تا داد من ز تو بستاند خدای من
گر من دعا کنم به سحرگاه، وای تو
گر دست من نگیری، صد بار وای من
تو از برای عشقی و عشق از برای تو
من از برای دردم و درد از برای من
تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو
ای جان، بگو که کیست فقیر و گدای من؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گویا شاعر به محبوب خود میگوید که همیشه دعایش با اوست و از او میخواهد که از بیگانگی دوری کند. او هشدار میدهد اگر محبوبش به او ظلم کند، دعا خواهد کرد که خدایش از او انتقام بگیرد. شاعر همچنین به عشق و درد خویش اشاره میکند و تفاوت مقام خود و محبوبش را به تصویر میکشد و در نهایت میپرسد که کیست که فقیر و گدای اوست. این شعر بیانگر عواطف عمیق، محبت و همچنین نارضایتی از بیتوجهی محبوب است.