شمارهٔ ۱۶۰۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عالم از جام لب خراب مکن
تهمت اندر سر شراب مکن
هر زمان تافته مشو بر ما
تو مهی، کار آفتاب مکن
با چنان ره مرو به غارت شب
کار دزدی به ماهتاب مکن
گر چه زان غمزه فتنه شهری
امشبی آرزوی خواب مکن
خیمه حسن را به صحرا زن
گردن عاشقان طناب مکن
ور ترا آرزوی کشتن ماست
غمزه خود می رود، شتاب مکن
زلف خود را به زیر گوش منه
دام ماهی به زیر آب مکن
از دهان توام سؤالی هست
گر نداری دهن، جواب مکن
چشمم از گریه یک زمان بازآ
خانه مردمان خراب مکن
بی چراغ است خانه خسرو
هر زمان روی در نقاب مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتارهای ناپسند و ممنوع میپردازد و به معشوق هشدار میدهد که از کارهای ناپسند و آسیبزننده بپرهيزد. شاعر به معشوق میگوید که نباید با زیادهروی در عشق و جذابیتهایش، دل عاشقان را بشکند و آرامش را از آنها بگیرد. او اوضاع را به شب و دزدی تشبیه میکند و به او توصیه میکند که در این راه نرود و به جای ایجاد فتنه و درد، باید به عشق و محبت بپردازد. شاعر همچنین اشاره میکند که هر عملی که منجر به ویرانی دلها یا ایجاد فتنه شود، ناپسند است و بهتر است از آن پرهیز کند. در نهایت، او به حالت درد و بیچراغی در زندگی اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با رفتارهای خود، زندگی دیگران را تحت تأثیر منفی قرار ندهد.