شمارهٔ ۱۶۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یار بی فرمان و دل هم همچنان
یک دمی باقی و همدم همچنان
شانه کردن زلف را چندین چه سود؟
بسته چندین دل به هر خم همچنان
هر کسی پندی شنید و صبر کرد
کار من دشوار و در هم همچنان
عشق صد گونه بلا بر من فگند
کفه امید من کم همچنان
هر شبی تا روز با خود بهر صبر
صد فسانه گویم و غم همچنان
جان نفس بشکست و در پرواز شد
دل به دام فتنه گر کم همچنان
شد ز یاران دیده خسرو خراب
عشق را بیناد محکم همچنان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و مشقتهای عشق اشاره میکند. او بیان میکند که علیرغم سختیها و دردهایی که از عشق متحمل میشود، همچنان دلش به امید و وفاداری باقی مانده است. اشاره میکند که حتی با شنیدن پند و نصیحت، او نمیتواند عشق را فراموش کند و این احساسات در او همواره باقی است. همچنین، او از شبهایی که در تنهایی و با غم به صبح میرسد سخن میگوید و به این نکته میپردازد که عشق باعث مشکلات و دردی برای او شده است، اما این مشکلات هنوز هم ادامه دارد. در نهایت، او به وضعیت ناخوشایند و خراب خود در نتیجه عشق اشاره میکند.