نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۰۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دل شکیبا نمی توان کردن

و آشکارا نمی توان کردن

سوخت جانم درون تن، چه کنم؟

پرده بالا نمی توان کردن

گفتی «اندر دل تو پنهان کیست؟»

آه پیدا نمی توان کردن

گر چه گویند، هر چه زیبا نیست

ترک زیبا نمی توان کردن

بخت بد به نگردد از کوشش

خار خرما نمی توان کردن

صبر گویند «خسروا، دانی؟»

دانم، اما نمی توان کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ابراز احساسات عمیق و درد ناشی از عدم توانایی در بیان عشق و درد درونی‌اش می‌پردازد. او می‌گوید که نمی‌تواند احساساتش را بروز دهد و این مخفی‌کاری برایش سخت و رنج‌آور است. با وجود گوشزدهایی که درباره زیبایی‌ها دارد، نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند و در نهایت به بی‌فایده بودن تلاش در مقابل تقدیر و سرنوشت اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و نمادها، مفهوم ناتوانی در صبر و تحمل را به تصویر می‌کشد.