شمارهٔ ۱۶۰۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
من خسته را ز آن خود کن، ببین
یک امروز مهمان خود کن، ببین
مخور باده، آیینه در پیش دار
نظر در گلستان خود کن، ببین
ندیدی که مه در گریبان بود
سر اندر گریبان خود کن، ببین
اگر نشکند در ز دندان تو
یکی زیر دندان خود کن، ببین
چه گویی که خسرو از آن من است
من خسته را ز آن خود کن، ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و او را در آغوش بگیرد. او از مهماننوازی و لطف معشوق سخن میگوید و به او پیشنهاد میکند که به زیباییهای خود و دلش بپردازد. شاعر به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند و بیان میکند که احساسات عمیقتری در زندگی و عشق وجود دارد. در نهایت، او خواهان توجه و شناخت بیشتری از سوی معشوق است.