شمارهٔ ۱۶۳۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
تهمت آلود زبان چند کس خواهی شدن؟
من ز دورت هم نبینم، تو علی رغم مرا
مونس چشم و روان چند کس خواهی شدن؟
جان دهد هر کس که بیند ناگهت، زین گونه گو
تا بلای ناگهان چند کس خواهی شدن
از خرامت بس که میمیرد بسی نظارگی
جان خسرو، جان ستان چند کس خواهی شدن؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات عمیق و دردناک ناشی از دوری و جدایی میپردازد. شاعر از جهانی صحبت میکند که در آن افراد زیادی، شاید در اثر بیتوجهی یا فاصله، جان خود را از دست میدهند. او به جاذبه و جذابیت یک شخص خاص اشاره میکند که حتی دیدن او میتواند باعث جانسپاری دیگران شود. در نهایت، این ابیات نشاندهندهی شدت عشق و تاثیر آن بر زندگی انسانهاست.