نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن

تن چو جان جاوید کن کز کوشش آن خواهد شدن

ز آسمان خضروش چون چشمه عمر آمده ست

کین حیات از بیشتر هم بر کران خواهد شدن

بهر چه گردد، گر انبار اندرین راه دراز

کاروانی کان به سوی آن جهان خواهد شدن

این بلندیهای صورت خواستن از بهر چیست؟

چون زمین است آدمی پی آسمان خواهد شدن

کوش در لعبی که از ماتت به قایم ره برد

چون سراسر مهره هایت رایگان خواهد شدن

تا کی آرایش کنی، گاه از در و گاه از گهر

در نگین دانی که آخر خاکدان خواهد شدن

پیش ازان طعمه مکن پیش سگان حرص و آز

قالبی کاندر نهایت استخوان خواهد شدن

حق صحبت را غنیمت دار با هم‌صحبتان

چون همی دانی جدایی در میان خواهد شدن

نکته خسرو گران دری ست، ور خوش نآیدت

تو مکن در گوش، گوش تو گران خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی مقوله حیات و مرگ می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که جسم انسان، مانند جان او، روزی به پایان خواهد رسید و اهمیت تلاش در زندگی را یادآور می‌شود. شاعر بیان می‌کند که حیات در حال گذراست و به این ترتیب بر اهمیت رضایت از زندگی و تلاش در راستای معنای عمیق‌تر آن تأکید می‌کند. او همچنین به زیبایی‌های دنیوی اشاره کرده و یادآوری می‌کند که این زیبایی‌ها همگی نهایتاً به خاک تعلق خواهند داشت. در نهایت، شاعر به اهمیت ارتباط با دیگران و حفظ پیوندها تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که جدایی و مرگ در نهایت اجتناب‌ناپذیر است.