شمارهٔ ۱۶۳۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک شب، ای ماه جهان افروز من
بر من آی و باش صبرآموز من
نیست یک ذره ترا دل گرمیی
گر چه صد دل پخته گشت از سوز من
از چه روزم شد سیه، مانا فتاد
سایه شبهای من بر روز من
می دهم جان، بگذر و ناخوش من
بهر فردا مهلت امروز من
گریه هم بر من شبیخون می کند
خسروا، بین لشکر فیروز من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از ماه درخواست میکند که به نزد او بیاید و به او آرامش دهد. او از عدم گرمی دل و سوزش درونش صحبت میکند و به حالت افسردگی و ناامیدی خود اشاره میکند. شبهای تار و سیاهی که بر روزهایش سایه انداخته، او را در رنج و اندوه قرار داده است. شاعر از جان خود میگذرد و به امید فردایی بهتر، امروز را تحمل میکند. همچنین به احساساتش در برابر اشک و حزن اشاره میکند و میگوید که این غم مانند لشکری بر او هجوم میآورد.