نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن

به عنایتی که دانی گذری به سوی من کن

منم و دلی و دردی ز غمت چو ناتوانان

به زکوة تندرستی نظری به سوی من کن

همه بوی عود نبود که به رغبتش بسوزی

دل سوخته ست، قدری نظری به بوی من کن

اگرست رسم خوبان که به مو نهند دلها

دل خود بیار و جایش به تن چو موی من کن

به دو زلف طوق دارت، نه یکی که صد به هر خم

وگرت هزار باشد، همه در گلوی من کن

تن خاکیم لبالب همه پر ز خونست از تو

لب خویش را تو ساقی، ز سر سبوی من کن

نگران مشو ز خسرو که بد است حالش آخر

نفسی بیا و بنشین، بد من نکوی من کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوبش می‌خواهد که نگاهی به او بیندازد و با مهربانی‌اش به او آرامش دهد. او به احساس درد و رنجی که از دوری محبوب می‌کشد اشاره می‌کند و درخواست می‌کند که تنها با یک نگاه یا توجهی، به او زندگی ببخشد. شاعر همچنین به سوختگی دلش اشاره دارد و از محبوب می‌خواهد که برایش دعا کند و او را به یاد داشته باشد. در نهایت، وی از محبوب می‌خواهد که از وضعیت دیگران نگران نباشد و فقط به او توجه کند.