نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای تو

بکن رحمی به جان من که گشتم مبتلای تو

اگر رای تو این باشد که من دانم جفا بینم

جفای جمله عالم را کشم، جانا، برای تو

میان بگشای، ورنه پیرهن صد چاک خواهم زد

که در دل بس که ره دارم من از بند قبای تو

رقیبت را نمی خواهم، الهی، نیست گردانش

که دایم می‌کند محروم ما را از لقای تو

اگر تو هر رقیبی را به جای بنده می‌داری

بحمدالله که خسرو را کسی نبود به جای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر ناامیدی و عاطفه عمیق گوینده نسبت به معشوق است. او احساس آشفته‌حالی می‌کند و از معشوق درخواست رحم و لطف دارد، چون در اثر محبت او دچار مصیبت شده است. گوینده تاکید می‌کند که اگر معشوق بخواهد که او درد و سختی ببیند، آماده تحمل همه‌چیز برای اوست. او به شدت به عشق خود وابسته است و نمی‌خواهد کسی را جایگزین معشوق خود کند، زیرا هیچکس نمی‌تواند جای او را بگیرد. در کل، شعر به حسرت و وفاداری به عشق اشاره دارد.