شمارهٔ ۱۶۵۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو
اندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو
زان موی بناگوشت هر کس گله ای دارد
آن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو
نافه همه بوی خوش از بوی تو می دزدد
غمازی آن دزدی از مشک ختن بشنو
با این همه نیکویی اندر حق مسکینان
مشنو سخن بدگو، گفت بد من بشنو
از باد هوایت دل صد جان بدرید، این خود
بشکفت گلی دیگر، ای غنچه دهن، بشنو
تو جان منی و من دور از تو همی میرم
ای جان جدا مانده، آخر غم تن بشنو
بشکست می لعلت چون توبه خسرو را
اکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس عمیق دلتنگی و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از اندوه فراق و درد جدایی صحبت میکند و اشاره میکند که دیگران نیز از زیباییهای معشوق شگفتزده هستند. او میگوید که بوی خوش معشوق همه را فریب میدهد و هر کسی به نوعی از زیبایی او گلهمند است. همچنین، شاعر بیان میکند که عشقش به معشوق به قدری عمیق است که دوری از او جانش را میگیرد و او در غم این جدایی رنج میبرد. در نهایت، اشارهای به مستی و بیتابی او از عشق و خیانت به توبه عاطفی میکند.