نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۵۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای رهزن عشاق، چه عیار کسی تو

وی ماه شب افروز، چه طرار کسی تو

خون است می نوشگوارت ز دل خلق

ای ظالم بی مهر، چه خونخوار کسی تو

هر چند که گویند مکن جور، کنی بیش

زین خوی مخالف چه جفا کار کسی تو

خنجر زنی از غمزه و رحمت نکنی هیچ

زین بیش عفاالله چه ستمگار کسی تو

گر جان ندهم، سر نهم، آزرده کنی دل

هم جان و سر تو که دل آزار کسی تو

خوارم کنی و عزتم این بس که بگویی

کای بر درم افتاده، تویی خوار کسی تو

چندین که جفا برد ز تو خسرو مسکین

روزیش نگفتی که وفادار کسی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصی می‌پردازد که به نظر می‌رسد خیانتکار و ظالم است و در عین حال جذابیت خاصی دارد. شاعر به این فرد با خطاب‌هایی چون "رهزن عشاق" و "ماه شب افروز" اشاره می‌کند و از ظالمی او در حق دل‌باختگان صحبت می‌کند. شاعر از درد و رنجی که این شخص بر دل‌ها می‌گذارد سخن می‌گوید و به عواقب رفتارهای نامناسب او اشاره می‌کند. او به تناقضات اخلاقی این فرد، که هم می‌تواند دل‌انگیز باشد و هم آسیب‌زننده، با لحنی انتقادی می‌نگرد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که با وجود تمام آسیب‌های او، هنوز به او وابستگی دارد و رنج و خاری را که از او می‌کشد، تحمل می‌کند.