شمارهٔ ۱۶۶۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
چشم بد نیکو نباشد، جایها مهمان مشو
گر ترا جولان نباشد، گر تو چون من صد کشی
یا مرا اول بکش یا بیش در جولان مشو
طوق شاهان است فتراک تو بر ما سهل گیر
شرم دار و بر گدایان صاحب فرمان مشو
غمزه می آری و می گویی مرو از خود عجب
تیغ می رانی و می گویی مرا، قربان مشو
دل ز من بستانی و گویی نمی دانم که برد
این چنین یکبارگی هم جان من نادان مشو
از غمت شبها نخفتم و آن زمان کت یافتم
گر مرا خواب دگر گیرد تو دیگرسان مشو
دوستان گشتند دشمن، ای دل، آخر گهی
زان من بودی تو باری جانب ایشان مشو
دل که ویرانی ست اندر طالعش از نیکوان
گفت مردم کی شود گر گویدش ویران مشو
خسروا، دیدی که حیران مانده ای در کار خویش
من ترا صد ره نگفتم کاین چنین حیران مشو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نافرمانی و بیاحتیاطی در زندگی اشاره میکند و به فردی هشدار میدهد که از راه درست منحرف نشود. او از تاثیرات منفی میگوید، و به جایی نمیآید که چون از عشق و غم رنج میبرد، نباید امید خود را از دست بدهد. شاعر همچنین به دوستی و دشمنی اشاره میکند و تأکید میکند که دل نباید به ویرانی بیفتد. در نهایت، او از شخص میخواهد که در کارهای خود دقت کند و به بینظمی نیفتد. خلاصه اینکه، پیام اصلی شعر درباره احتیاط و پرهیز از انحراف در مسیر زندگی است.