شمارهٔ ۱۶۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تماشا گاه جانها شد خیالت
تمناگاه دلها زلف و خالت
به غلطم بی خبر چون قرعه فال
چو بینم طلعت فرخنده فالت
مدارا این چشم من چون دلو پر آب
که باشد آفتاب من و بالت
اشارت کردی از ابرو به خونم
مرا باری مبارک شد جمالت
نه جان از لب درون آمد نه بیرون
بلا شد عشق پا بوس خیالت
چو خوش می می خوری از خون نابم
اگر ننگی نیاید زین سفالت
چو حالم شد پریشان بی تو آخر
بگو آخر که خسرو چیست حالت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر با توصیف معشوق خود، او را به عنوان منبع خوشبختی و محبوبیت میبیند. او به علاقه و اشتیاق خود اشاره کرده و وضعیت درونیاش را در غیاب معشوق شرح میدهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که زیبایی معشوق میتواند باعث خوشحالی و آرامش او شود ولی در عین حال درد و رنجی که عشق به همراه دارد را نیز احساس میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که وضعیت معشوق را برایش توضیح دهد.