شمارهٔ ۱۶۷۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
زانکه هزاران دل است بسته هر بار تو
خط که بر آن لب کشید از سر کلک قضا
نقش فنا زد رقم بر لب خونخوار تو
زنده به کویش نماند، وه که چه مردم کش است
همچو طبیبان خام نرگس بیمار تو
فاتحه خوان است خلق سوی سرایش که هست
خاک شهیدان عشق کهگل دیوار تو
هر که زبان می کشید از پی تو سوی من
همچو من بی زبان گشت گرفتار تو
ای سر خسرو ترا مژده که هر بامداد
فتنه به قصابیست بر سر بازار تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه میپردازد، که زخمها و شکستهای ناشی از عشق را نمایان میکند. بیان میکند که دلهای زیادی تحت تأثیر او قرار گرفتهاند و تأکید میکند که این زیبایی، سرنوشت تلخی برای عدهای به ارمغان آورده است. اشاره به این دارد که عشق به معشوقه او مانند بیماری سختی است که هیچکس از آن نجات نمییابد. در پایان، شاعر به صداهای فتنهآور در بازار عشق اشاره میکند، که نشاندهنده شیفتگی و اشتیاق به معشوق است.