نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۸۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای خرد مست لعل چون می تو

ما ز آزاده ابروی خوی تو

می مرا ده که لب به گوش برم

بس که مستم ز لعل چون می تو

چون کنی وعده، باز گویی «کی »

من به صد جان غلام آن کی تو

چون غمت بکشدم، بگویی «هی »

روح بخشد به تن همان می تو

گوییم مردن تو از پی کیست

هم به جان و سر تو از پی تو

گفتم از تو حیات دارم، گفت

«تو نگر و آن حیات لاشی تو»

خسروا، چون سزای سوختنی

مهربانی ست شعله بر نی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شوق به محبوب است. شاعر از نعمت و زیبایی معشوق خود با استفاده از تمثیل "لعل" و "می" سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که او را مست کند. او به وفاداری و ارادت خود نسبت به محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی مرگ نیز نمی‌تواند او را از عشق به معشوق جدا کند. در این شعر، شاعر درد و شوق درونی را به خوبی مطرح کرده و نشان می‌دهد که عشق او به معشوقش چه تأثیری بر زندگی‌اش دارد.