نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو

تو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو

چه حاجت نامه های درد ما را مهر و اکردن

ببین عنوان خون آلوده و بر حرف مضمون شو

من امشب جان شیرین در سر و کار وفا کردم

تو در دولت بمان جاوید هر روزی بر افزون شو

بده سر جرعه و درکش ز جام شوق، ای زاهد

پس آنگه پای کوبان پیش آن لبهای میگون شو

به دیوار خرابات اوفگندم خرقه رسمی

حلالت کردم، ای دزد، از درون بستان و بیرون شو

مسافر می شود مهمان و دل همراه او، ای جان

هنوز او فرصتی دارد تو باری پیش ازو خون شو

نیاید عاقلان را، خسروا، سودای تو باور

گر این را محرمی خواهی، به گورستان مجنون شو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و شور عاشقانه شاعر می‌پردازد. شاعر از عشق و دیوانگی سخن می‌گوید و به عشق مجنون اشاره می‌کند. او می‌گوید که کسی که در عشق واقعی رسیده، به چیزی جز محبت و وفا نیازی ندارد و نامه‌ها و زحمت‌های دنیوی بی‌فایده‌اند. شاعر خود را در حال فدا کردن جانش برای وفا و عشق می‌بیند و از زاهد می‌خواهد تا از عشق شاداب شود. او به تفکر در مورد تمام مشکلات و معضلات دنیوی دعوت می‌کند و توصیه می‌کند که برای عشق حقیقی به دیوانگی گرایش پیدا کند. پایان شعر به این نکته اشاره دارد که عاقلانه زندگی کردن در عشق واقعی ممکن نیست و باید به سمت عشق و دیوانگی رفت.