نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عارض همچون نگارستان تو

شاهد حال است بر دستان تو

شب جهانی کشته ای و آنگه هنوز

بوی خون می آید از پیکان تو

عذر خواه آن غمزه را از ما که او

خون ما ریخت بی فرمان تو

موی بر اندام من پیکان شود

چون کنم یاد از سر مژگان تو

سنگ گوهر را به دندان بشکند

بشکند گر گوهر دندان تو

گل بخندد در چمن گر خنده ای

وام یابد از لب خندان تو

با چنین خوبی تو ز آن کیستی؟

بنده خسرو هست باری آن تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عشقی که در عارض و چهره معشوق نهفته است، اشاره می‌کند. او به حالتی از عشق و شیدایی اشاره می‌کند که به نوعی مرگبار است، زیرا بوی خون از پیکان محبوب او به مشام می‌رسد. شاعر از معشوقه خود می‌خواهد که عذری برای غمزدگی او بپذیرد، چرا که معشوق بدون اراده او عشق و جان او را گرفته است. همچنین، تأکید می‌شود که زیبایی معشوق باعث آرامش و شادی در دل‌ها می‌شود و او خود را بنده و زیردست محبوب می‌داند.