نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من ار چه هر شب از شبهای هجرش می کنم ناله

ز آه من مبادا بر لبش آزار تبخاله

مرا از ناله خود صد خراش است و یکی راحت

که می بشناسد آن سلطان سگان خویش را ناله

گذشت از حد درازی شبم ترسم که ناگاهان

شود شبهای بی پایان در این یک روز صد ساله

ببینم در رخت گر ره بود در آتش و تیغم

دوم ز انسان که گویی می روم بر سوسن و لاله

چه خوش جان دادنی باشد که من از تلخی مردن

تو بخشی از لب خویش آخرش شربت در آن حاله

گرم چون خاک زیر پای توسن پی سپر سازی

همت نگذارم و گردی شوم، آیم ز دنباله

فراقت کشت خسرو را که ترسیدی ز روز بد

ملخ زد کشت دهقان را که می ترسید از ژاله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس درد و اندوه شاعر از دوری محبوبش می‌پردازد. شاعر هر شب با ناله و آه، غم دل خود را بیان می‌کند و نگران است که این درد به محبوبش آسیبی برساند. او از شب‌های طولانی و بی‌پایان می‌ترسد و در آرزوی دیدار محبوبش است. در انتها، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که فقدان محبوبش می‌تواند به مرگ او بیانجامد و به ترس از روزهای بدی که در انتظار است، اشاره می‌کند. در کل، شعر احساسی عمیق از عشق و درد ناشی از جدایی را به تصویر می‌کشد.