شمارهٔ ۱۷۰۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
صد نامه پاکان را خط تو سیه کرده
چاه ذقنت کانجا جانها به حیل گنجد
طرفه که هزاران دل خون گشته به چه کرده
جولان خیالت را چشم تو به یک غمزه
اندر دل تنگ من بشکافته ره کرده
هر کس رخ زیبایی بیند به نظر هر سو
من دیده خیانت را هر سو که نگه کرده
خاک در تو صوفی بیزد به کلاه خود
خاک در ایشان هم تعظیم کله کرده
اول دل من خود را خون کرد به صد زاری
وانگاه به صد زاری یاد تو چو مه کرده
شد پخته دل خسرو کش خام همی خواندی
تو سوخته سر تا پا پر خاک سیه کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و درد فراق است. شاعر از زیبایی معشوق خود و تأثیر آن بر روح و دلش میگوید. او به چالاکی چشمان معشوق اشاره میکند که با یک غمزه، دلهای بسیاری را میشکند. شاعر نیز به حسرت و درد خود در نبود معشوق اشاره دارد، و بیان میکند که چگونه عشق او باعث خوندل خوردن و زاریاش شده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق توانسته او را به شدت دچار سوختگی و غم کند. شاعر در همهٔ ابیات، احساس عمیق و عاشقانهاش را به تصویر میکشد.