شمارهٔ ۱۷۰۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نسیم زلف بر دست صبا ده
مرا خون، غیر را مشک ختا ده
بسی کس چشم می دارند لطفت
مرا خاک و کسان را توتیا ده
از آن می کت چو خون من حلال است
پیاله خود خور و شربت به ما ده
بکش از یک نظر، چون کشته گردم
یکی دیگر بیفگن، خونبها ده
به حکم خط خویش، ای آیت حسن
همه فتوی به خون آر و مرا ده
دلیری می کند در دیدنت خلق
به دست غمزه شمشیر بلا ده
مرا صد پاره کن بر چشم بیمار
غلیواژان و زاغان را صلا ده
چو خاکستر شوم از سوز عشقت
به دست خویش بر باد صبا ده
به صد تعویذ جان دردم نشد به
به یک دشنام خسرو را دوا ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دردهایی است که شاعر از آن رنج میبرد. شاعر از نسیم خواسته که زلف معشوق را به او برساند و در عوض، از غیرت و حسادت دیگران رنج میبرد. او حسرت عشق را دارد و میخواهد که محبت و توجه معشوق شامل حال او شود. شاعر همچنین به شوریدگی و دیوانگیاش در عشق اشاره میکند و از معشوق میخواهد که او را با نگاهی متوجه کند. در نهایت، شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک عشق و آرزوهای شاعر پرداخته و نشاندهندهٔ تمایل او به قربانی شدن برای عشق است.