شمارهٔ ۱۷۱۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
تا دل ز توام به غم نشسته
جان در گذر عدم نشسته
بر خاک در تو من مقیم
مانند سگ حرم نشسته
هر کس که بدید حسن رویت
در خانه زهد کم نشسته
آن خط غبار بر عذارت
چون هندوی پشت خم نشسته
هستم به رقیب ناکس، ای دوست
چون خار به گل دژم نشسته
مهر از هوش رخ تو هر شب
تا وقت سحر به غم نشسته
از دولت وصل تست خسرو
بر مسند و تخت جم نشسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر ابراز دلتنگی و عشق عمیق خود به معشوقش را میکند. او میگوید که دلش تحت تأثیر عشق او غمگین و جانش در حالت فراق است. شاعر خود را به مانند سگی که در حرم مینشیند، در خاک درگاه معشوقش مقیم میداند. او اشاره میکند که زیبایی معشوق باعث میشود افراد زاهد از دنیا فاصله بگیرند و تنها به فکر او باشند. همچنین، او به قیاس خود با رقیب ناکسش میپردازد و نشان میدهد که عشق او همچون خار در گل است. عشق و زیبایی معشوق در شبها باعث غم او میشود و او را به یاد میآورد. در نهایت، شاعر میگوید که وجود معشوقش باعث خوشبختی و رفعت اوست.