شمارهٔ ۱۷۱۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای غالیه گرد ماه سوده
آراسته شمع را زدوده
برداشته نسخه ای ز خورشید
آیینه که روی تو نموده
یک خنده ز لعل شکرینت
زنگار هزار دل زدوده
جان تازه شود ز گرد خنگت
کان خاک مفرحی ست سوده
هر روز به کوی تو جوانان
جان کاشته و جگر دروده
هر روز به دیدن رخ تو
جان داده و عمر تو فزوده
بیگانه شد آن کسی که بوده ست
وقتی به دل خراب بوده
هر شب دل من حدیث دردت
هم گفته و هم ز خود شنوده
کس در غم تو نداده پندم
جز آنکه غمی نیازموده
بسته به عطای او دل خویش
خسرو که میان خون غنوده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و جذبهای است که به یک شخص خاص نسبت داده میشود. شاعر با توصیفاتی از قبیل «غالیه گرد ماه» و «آراسته شمع» به تمجید از آن فرد میپردازد. او اشاره میکند که چهرهی این شخص مانند آینهای است که نور خورشید را منعکس میکند و با یک خنده از لبانش میتواند غمها و زنگارهای دل دیگران را پاک کند. همچنین، شاعر از اثرات مثبت این شخص در زندگی جوانان و دلتنگیهای خود سخن میگوید و تأکید میکند که عشق به او باعث شده تا او از دنیا و خود غافل شود. در نهایت، شاعر از بندگی دل خود در برابر این زیبایی و عطای الهی سخن میگوید.