شمارهٔ ۱۷۲۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده
ابرها ریختنی لؤلؤی لالا کرده
گره طره سنبل ز صبا جستم، گفت
«دامن لاله پر از عنبر سارا کرده »
بر گل و لاله تر می رود و نیک ببین
پای آلوده به خون پایچه بالا کرده
عاشقان رفته به گلزار و دل سوخته را
به تکلف ز گل و لاله شکیبا کرده
هر که را بر جگر از فتنه خوبان داغی ست
من هم از گل گله ای از رخ زیبا کرده
داشته چشم به نرگس بر هر گل که رسید
به هوس دیده خویشش به ته پا کرده
می شنودی که گل و لاله به باغ و نرگس
مطربان را به نوا بلبل گویا کرده
پس از این ما و شراب و چمن و مشتی چند
دل و دین را به سر شاهد و صهبا کرده
بنده خسرو ز شکر ریزی و صفت هر روز
کلک خود را به دو دندانه شکرخا کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییها و لذتهای بهار اشاره دارد. شاعر از جلوههای طبیعی مانند چمن، گل و ابرهایی که مانند مروارید میدرخشند، سخن میگوید. او از عشق و شور و شوق عاشقان در گلزارها و دلدادگیها حرف میزند. از داغی که دل عاشقان از زیبایی معشوقان متحمل شده، و تماشای نرگس و گلها لذت میبرد. در نهایت، شاعر به جمعی از دوستان و لذتهای شراب و شادی در کنار معشوق اشاره میکند و خود را به وصف شیرینی و زیبایی عشق مشغول میسازد.