نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۳۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر شب از سودای آن زلف سیاه

بگذرانم از فلک من دود آه

گر کنی دعوی خوبی، می رسد

شاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه

ماه را با ابرویت نسبت کنم

شرمساری چون نبینم زین گناه

خون چندین سوخته در گردنش

آنکه نامش کرده ای زلف سیاه

ملک دل ملک تو شد، ای شاه حسن

کامران بنشین به صدر بارگاه

خسروش خلوتگه دیدار ساخت

دیده را چون دید روشن جایگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی‌های معشوقه‌ای با زلف سیاه است که شاعر از درد و شیدایی خود سخن می‌گوید. شاعر به زیبایی معشوقه‌اش، مانند ماه و خورشید، اشاره می‌کند و از احساس شرم ناشی از عشق صحبت می‌کند. او همچنین به علاقه و عشق عمیق خود به این فرد اشاره دارد و در نهایت به مقام و جایگاه او در دلش می‌پردازد. شاعر به توصیف فضای عاشقانه و دیدار با معشوق نیز می‌پردازد.