شمارهٔ ۱۷۳۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای جفایت بر من مسکین همه
چند ازین خشم و عتاب و کین همه
قصد جانم می کنی چون دشمنان
دوست می دارم ترا با این همه
محنت من بین و رو بنمای، ازآنک
بهر رویت می کشم چندین همه
در بنا گوش تو سر در کرده زلف
کشتن ما می کند تلقین همه
تا کی آخر شربت زهرم دهی
تلخ گویی زان لب شیرین همه
کاشکی خوبان نبودندی به دهر
یا نبودندی بدین آیین همه
هر چه دانی تو بکن چون مر ترا
می رود بر خسرو مسکین همه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان درد و رنجی که از عشق میکشد میپردازد. او به معشوق خود میگوید که چگونه با خشم و عتابش به او آسیب میزند، در حالی که همچنان او را دوست دارد. شاعر از محنتهایش مینالد و از معشوق میخواهد که چهره خود را نشان دهد. او احساس میکند که معشوقش به او زهر میدهد و این تلخی را نمیتواند تحمل کند. در نهایت، به آرزویی حسرتآمیز اشاره میکند که کاش خوبان در دنیا وجود نداشتند تا این دردها و رنجها نیز نبودند.