شمارهٔ ۱۷۳۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
جان من بر دست بیدادم مده
دم به دم هر روز بر بادم مده
ناله من نیست بی دردسری
گوش را ره سوی فریادم مده
داد اگر خواهم، بخواهی کشتنم
ور نخواهی کشتنم، دادم مده
جان که در محنت بپروردم بخواه
دل که در خدمت فرستادم مده
دوست گر دشمن شود رفت ای خیال
تو همم دشمن شوی، یادم مده
می دهی کوهی ز غم جان مرا
خسروم آخر، نه فرهادم، مده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک یک شاعر است که به عشق و از دست دادن میپردازد. او از معشوق میخواهد که جانش را به دردسر نیندازد و در مقابل، هر فریادش را بشنود. شاعر میگوید که اگر روزی بخواهد، آماده است که جانش را فدای عشق کند، ولی نمیخواهد معشوقش او را فراموش کند. همچنین، به مشکلات و غمهایی که در زندگی دارد اشاره میکند و از این میگوید که حتی اگر دوستش دشمن شود، یاد او را فراموش نخواهد کرد. در نهایت، شاعر از بغض و غم سنگینی که بر دوشش است صحبت میکند.