شمارهٔ ۱۷۳۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای ترا جور و جفا آیین همه
خشم و نازت بر من مسکین همه
با رقیبان تو، ای جان، چه کنم
ظالم اند و بی کس و بی دین همه
داغ حسرت بر دلم ماندی و رفت
جان من میر منی با این همه
عالمی را با رخت عیش است و من
تلخ کامم زان لب شیرین همه
در شب هجران غمت با روی خویش
می فشانم در سحر پروین همه
ای ترا بنده شده شاهان هند
وی غلامت دلبران چین همه
نیست مانندت، بس جستیم، هیچ
در ختا و خلخ و سقین همه
پیش رویت در چمن گشتند آب
از خجالت لاله و نسرین همه
هر چه می خواهی بکن، چون مر ترا
می رود بر خسرو مسکین همه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و جدایی کشیده سخن میگوید. او به معشوق خود اشاره میکند که با زیبایی و غم خود، دلش را شکسته و در عذابش قرار داده است. شاعر از حسرتی که بر دلش مانده، lament میکند و بر این نکته تأکید دارد که در کنار دیگران، او تنها و بیکس است. همچنین، به زیبایی معشوق خود میبالد و اشاره میکند که حتی در تلاش برای یافتن کسی شبیه او، به نتیجهای نرسیده است. در نهایت، شاعر میگوید هر چه میخواهی انجام بده، چرا که دل او در این عشق به شدت در عذاب است.