شمارهٔ ۱۷۳۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خسروا گر عاشقی جام بلا پیش نه
داغ عقوبت بیار بر جگر رویش نه
تابه تیره ست عقل صیقل او کن ز عشق
تا به چو آیینه گشت دم مزن و پیش نه
نعل در آتش فگن از پی معشوق و گر
عاشق حال خودی بر جگر ریش نه
جان که نماند مقیم در صف عشاق باز
سر که نداری به راه در ره درویش نه
بو که ز چشم بتان سیریت آید گهی
آن همه ناوک بیار بر دل بدکیش نه
چشم ستیزنده را چابک تادیب زن
ظلم رساننده را لشکر فرویش نه
خون که می عارفانست بر لب جان برفشان
غم چو خور عاشقانست از پی دل پیش نه
گر رسد از دوستان زخم ملامت، مرنج
خون تنت فاسد است، رگ به ته نیش نه
طعمه که ناخوش تر است در دهن خویش کن
لقمه که بایسته تر، پیش بد اندیش نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به عشق و رنجهای آن پرداخته و به عاشقان توصیه میکند که با صبر و تحمل بر مشکلات فائق آیند. شاعر به زیباییهای عشق و داغهای آن اشاره میکند و یادآوری میکند که عشق نیاز به جانفشانی دارد و باید با عقل و حکمت همراه باشد. او عاشقان را تشویق میکند که در برابر ملامتها و زخمهای ناشی از عشق مقاوم بوده و به جای اندیشیدن به درد و رنج، بر محبت و زیبایی تمرکز کنند. در نهایت، به اهمیت تفکر مثبت و درک شرایط سخت در مسیر عشق اشاره میکند.