نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۴۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده

مرغ خسک خواره را پسته و خرما مده

من که به نامش کنم وصف جمالش بگو

غرق یکی قطره را غوطه دریا مده

رند خراباتیم می به سفالم رسان

دردکش کهنه را جام مصفا مده

گر گذری، ای صبا، از پیش چشم بیار

خاکی از آن پا ولی بوسه به آن پا مده

تا که زید با مرادکش تو نوازش کنی

کشته امروز را وعده فردا مده

دل که مرا بسوخته ست آمده در زلف تو

تا که نسوزد چو من، پیش خودش جا مده

بهر توام می کشند، هدیه من روی تو

جلوه به عاشق بده، هدیه بده یا مده

جور تو خوش تر ز داد نزد دلی کو دل است

گر به جفا جان دهیم، داد دل ما مده

جان و دل خسرو است در ره سودای تو

هر چه بری خوش ببر، قیمت کالا مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و دلدادگی می‌پردازد و احساسات عمیق شاعر را بیان می‌کند. شاعر از محبوب خود می‌خواهد که به او آسیب نرساند و محبتش را از او دور نکند. او تأکید می‌کند که زیبایی و جذابیت محبوبش بسیار بیشتر از آن است که بخواهد توصیف کند و احساساتش عمیق‌تر از آن است که در چند کلمه بگنجد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با وجود درد و رنجی که از عشق می‌کشد، همچنان به عشق خود وفادار است و نمی‌خواهد که محبوبش به او بی توجهی کند. در نهایت، شعر نشان‌دهنده تضاد میان زیبایی عشق و دشواری‌های آن است.