نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۴۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته

از من تو خویش را ز چه بیگانه ساخته

شانه چرا به مو رسدت، وه که اره باد

بر فرق آنکه بهر تو این شانه ساخته

ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان

مسجد خراب کرده و بتخانه ساخته

من چون زیم که مهد تو در خانه و برون

سنگ ملامتم سگ دیوانه ساخته

آتش خور است مرغ دلم، خوش پرنده ایست

کایزد به فضل قوت وی این دانه ساخته

یاران که در فسانه راحت کنند خواب

بیخوابی مرا همه افسانه ساخته

چون ناله شبانه عاشق کشیدنیست

مطرب که صد ترانه مستانه ساخته

مردم چو بیوفاست هه آهوان دشت

آرامگاه خویش به ویرانه ساخته

خسرو به عشوه تو زبون گشت عاقبت

خود را اگر چه عاقل و فرزانه ساخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و کنش‌های پیچیده‌ی دلدادگی اشاره دارد. شاعر از عشق و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه همه چیز به خاطر او شکل گرفته و تغییر کرده است. او به تندباد حوادث و مصایب اشاره می‌کند که بر سر راه عشقش آمده‌اند و نشان می‌دهد که حتی در ویرانی‌ها و مشکلات، عشق به معشوق همچنان زنده و پویاست. شاعر از بی‌خوابی و رنج‌های ناشی از عشق سخن می‌گوید و با استفاده از تمثیل‌ها و تصاویر هنری، عمق احساسات خود را در باره‌ی عشق و زیبایی به تصویر می‌کشد. در انتها، به این نکته می‌رسد که حتی عقل و فهم افراد زیر تاثیر عشق به معشوق قرار می‌گیرد.