نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته

کز خون دلت پیرهنت رنگ گرفته

آن سوختگی جگر لاله ازان است

کز آه من آتش به دل سنگ گرفته

تا دست تظلم نزند کس به عنانش

تن داده به مستی و عنان تنگ گرفته

از سوزن زنگار گرفته بشناسد

بس کز نم گریه مژه ام زنگ گرفته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسرت و عاطفه شدید شاعر است. او از گل (نماد معشوق) می‌خواهد که در آغوشش نرمی و لطافت را حس کند و به رنگ خون دلش پی ببرد. شاعر به سوختگی جگر لاله اشاره می‌کند که نشان‌دهنده درد و رنج اوست. احساسات عمیق و سوزان او بر دل سنگین شده و او را در حال مستی و بی‌توجهی به گذشته نشان می‌دهد. در نهایت، او به گریه و اشک‌هایش اشاره دارد که باعث زنگ زدگی مژه‌هایش شده است. از این طریق، شاعر درد و رنج خود را به زیبایی به تصویر می‌کشد.