شمارهٔ ۱۷۷۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای لبت شهر پر شکر کرده
لاله را داغ بر جگر کرده
خط سبزت به گرد چشمه نوش
سر از آب حیات بر کرده
لب لعلت ز بهر راحت روح
قند را با گلاب تر کرده
رفته از دیده در جگر تیرت
وز ره دل به جان گذر کرده
خم و پیچ خط تو خسرو را
داغ دیرینه تازه تر کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به زیبایی و جذابیت لبی اشاره دارد که شکرینی آن به شهر میماند. او از تأثیر عشق و زیبایی بر دل و جان سخن میگوید، به طوری که لب لعلین او روح را آرامش میبخشد. قند و گلاب به عنوان نمادهای عشق و لذت در نظر گرفته شدهاند. همچنین شاعر به عواطف عمیق خود اشاره میکند و بیان میکند که یاد و خط معشوق همچنان داغی قدیمی را تازه میسازد.