نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آتش اندر آب هرگز دیده‌ای

عنبر اندر تاب هرگز دیده‌ای

چون دهان و لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده‌ای

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام پر مهتاب هرگز دیده‌ای

در صدف چون رشته دندان او

لؤلؤی خوشاب هرگز دیده‌ای

نرگسش در طاق ابرو خفته مست

مست در محراب هرگز دیده‌ای

در غمش خسرو چو چشم خون‌فشان

چشمه خوناب هرگز دیده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد و شاعر با زبان زیبا و تصویری خود، او را به عناصر طبیعی و چیزهای قیمتی تشبیه می‌کند. او به ویژگی‌های ظاهری معشوق اشاره می‌کند، مانند لب‌های زیبا، موهای سیاه، دندان‌های درخشان و چشم‌های غمگین و جذاب. شاعر با بیان اینکه چنین زیبایی‌هایی را هرگز ندیده‌ایم، تأکید می‌کند که معشوقش به گونه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند با او مقایسه شود.