شمارهٔ ۱۷۸۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
باز بر خونم کمر بربسته ای
وان دو ابروی سر بر بسته ای
من میان بر بستنت را بنده ام
موی را گویی کمر بر بسته ای
می روی چون تیر و در دل می خلی
تا خود از شست که بیرون جسته ای
ازتری آب از لبانت می چکد
بس که اندر چشم من بنشسته ای
تازه کردستی ز نم بر روی خود
هم به خون تازه در پیوسته ای
بر زمین پهلو نمی یارم نهاد
بس که خسرو را به مژگان خسته ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاطفی شاعر نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر از زخمهای ناشی از عشق و زیباییهای محبوب سخن میگوید. او به زیبایی چشمها و ابروهای محبوب اشاره میکند که باعث درد و رنج او شده است. همچنین، شاعر احساس میکند که محبوبش همچون تیر به دلش وارد میشود و زیباییاش چنان است که مانند قطرات آب روی لبانش، تاثیر عمیقی بر او دارد. در نهایت، شاعر میگوید که به خاطر زیبایی و جذابیت محبوب، دیگر توانایی آرامش و استراحت ندارد. در کل، شعر به جنگ و جدال عاطفی میان عشق و درد ناشی از آن میپردازد.