نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای

از دل بسی گره که به دندان گشوده ای

آب حیات می رودت در سخن که لب

گویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای

ما چون زییم بیش که از بهر جان ما

مستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای

هست از برای کینه ما خط کشیدنت

مضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای

فریاد رس مرا و ز فریاد وارهانش

خسرو که هر شبی ز وی افغان گشوده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خوش‌رویی و جذابیت فردی اشاره دارد که با لبخند خود دل‌ها را شاد می‌کند و گره‌های عاطفی را می‌گشاید. او به عمق کلام و تأثیر آن بر زندگی انسانی اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که روح انسان نیاز به لذت و آرامش دارد. همچنین، شاعر به کینه‌ورزی‌ها و خط و خطوطی که بر روابط انسانی کشیده می‌شود، اشاره می‌کند و درخواست کمک و فریاد از شخصیتی به نام خسرو را مطرح می‌کند که در شب‌ها به او ندا می‌دهد. به‌طور کلی، شعر به زیبایی‌های انسانی و تأثیر کلام بر دل‌ها و روابط پرداخته است.