نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟

دانم شکری در شکرستان که بودی؟

ای یار جدا مانده، دل تنگ که جستی؟

ای یوسف گم گشته به زندان که بودی؟

دیوانه من بر سر کوی که گذشتی؟

تشویش ده حال پریشان که بودی؟

می دوش کجا خوردی و ساغر به که دادی؟

در ظلمت شب چشمه حیوان که بودی؟

آراسته و مست در آغوش که خفتی؟

این بخت کرا بوده، به فرمان که بودی؟

جعدت که گزیده ست، لبت را که گزیده ست؟

پیش که نشستی شب و مهمان که بودی؟

حلوا همه تاراج شد، ای دل، تو چه کردی؟

شهد که چشیدی، مگس خوان که بودی؟

جان دگری در تن نالان که بودی؟

کان نمکی در دل بریان که بودی؟

نی بوی گلی داری و نی رنگ بهاری

خسرو، تو به نظاره بستان که بودی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به معشوق خود می‌نگرد و از او سوالاتی می‌پرسد که نشان‌دهنده حسرت و دلتنگی اوست. او از دوری و جدایی یار خود lament می‌کند و به یادآوری لحظات شیرین و خاطرات گذشته می‌پردازد. شاعر به وضعیت خود در غم و اندوه اشاره می‌کند و از تجربه‌های خوشایند آن یار در کنار دیگران سؤال می‌کند. این غزل عواطف عمیق و ناامیدی شاعر را به تصویر می‌کشد که به دنبال جواب‌هایی درباره محبوبش و حال و روز اوست.